تازه ها
شکار مغزها در سایه برجهای خلیجفارس؛ موازنه قدرت چطور تغییر میکند؟

جغرافیا هرگز تغییر نمیکند، اما دست برتر در ژئوپلیتیک مدرن دیگر با وسعت خاک یا حتی حجم ذخایر زیرزمینی نفت و گاز تعیین نمیشود؛ دست برتر را دستانِ متفکری رقم میزنند که میتوانند این منابع را به ارزش افزوده، فناوری و قدرت استراتژیک تبدیل کنند. در حالی که ادبیات توسعه در فضای رسانهای ما همچنان درگیر بوروکراسی فرسوده، بودجههای محققنشده دولتی و راهکارهای سنتی نگهداشت نخبگان است، در چندصد کیلومتری مرزهای آبی ما در خلیجفارس، یک «جنگ پنهان و بیرحمانه برای شکار استعدادها» در جریان است؛ جنگی که برنده آن، نقشه قدرت اقتصادی منطقه را بازنویسی خواهد کرد.
امروز کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، بهویژه امارات متحده عربی و عربستان سعودی، به این درک راهبردی رسیدهاند که برای عبور از اقتصاد تکمحصولی و تضمین آینده خود، باید به پایتختهای تکنولوژیک جهان تبدیل شوند. سیاستهایی نظیر اعطای گسترده «ویزای طلایی»، ایجاد زیرساختهای فوقمدرن برای توسعه هوش مصنوعی، و تعریف کلانپروژههای چندصد میلیارد دلاری، تنها گامهایی لوکس برای نمایش ثروت نیستند؛ این اقدامات در واقع بخشی از یک استراتژی هجومی برای جذب آمادهترین، ارزانترین و نخبهترین نیروهای متخصص از کشورهای همسایه است.
در این میان، نخبگان ایرانی به دلیل کیفیت بالای آموزش در دانشگاههای برتر صنعتی و توانمندیهای منحصربهفرد در حوزههای مهندسی کامپیوتر، فناوری اطلاعات و مدیریت مالی، به یکی از اصلیترین اهداف این تور شکار بزرگ تبدیل شدهاند. تراژدی اصلی اینجاست که ما برای آموزش و پرورش این استعدادها از سرمایههای ملی خود هزینه میکنیم، اما درست در فصل ثمردهی، آنها را در یک سینی طلا تقدیم رقبای منطقهای خود میکنیم. زمانی که یک مهندس یا برنامهنویس جوان ایرانی با دیوارهای بلند بروکراسی اداری داخلی، عدم ثبات اقتصادی و دستمزدهای ریالی غیررقابتی مواجه میشود، دعوتنامههای ارسالی از دبی یا ریاض که حامل درآمدهای دلاری، امنیت روانی و پلتفرمهای تراز اول جهانی هستند، به سرعت به یک گزینه غیرقابلانکار تبدیل میشوند.
این جابهجاییِ بزرگ سرمایه انسانی، فراتر از یک پدیده مهاجرتی ساده، به معنای انتقال مستقیم «مزیتهای رقابتی» ایران به کشورهای رقیب است. وقتی هوش و خلاقیت جوان ایرانی، زیرساختهای هوشمند دبی را ارتقا میدهد یا در مسیر تحقق چشماندازهای اقتصادی عربستان به کار گرفته میشود، توازن قوا در منطقه به شکل نظاممندی تغییر میکند. ما عملاً در حال واگذاری زمین بازی در حوزههای کلیدی نظیر ترانزیت هوشمند، انرژیهای تجدیدپذیر، بورسهای منطقهای و اقتصاد دیجیتال هستیم.
نهادهای متولی داخلی باید از خواب غفلت بیدار شوند و درک کنند که مأموریت آنها دیگر صرفاً مدیریت یک بانک اطلاعاتی از دانشآموزان و دانشجویان برتر نیست. آنها در میانه یک بازار رقابتی و ژئوپلیتیک قرار دارند. اگر ساختار حاکمیتی نتواند بستری فراهم کند که نخبه در آن احساس اثرگذاری، رفاه و آیندهای روشن داشته باشد، بازارِ تشنه و ثروتمند جنوب خلیجفارس این خلاء را پر خواهد کرد. فرار مغزها دیگر به معنای رفتن به دانشگاههای غربی نیست؛ امروز مغزهای ما در همسایگی خودمان، در حال ساختن آیندهای هستند که میتوانست متعلق به ایران باشد.
حسین والایی
یادداشت
ارسال نظرات